ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

688

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

بيامد . امير برقوق مانع او شد و او را براند . اين عمل سبب افروخته شدن آتش كينه در دل بركه شد و به جد در كار برقوق و ايتمش در ايستاد . جمعى از اكابر چون علامه اكمل الدين شيخ الشيوخ در شيخونيه و امين الدين الحلوانى [ 1 ] كه از مردم خراسان بود براى اصلاح ميان دو امير دست به كار شدند و ايتمش را نزد بركه آوردند تا پوزش خواهد . بركه پوزش او بپذيرفت و خلعتش داد . چندى بعد بار ديگر بركه را هواى شورش بر سر افتاد . اين بار نيز كار به اصلاح كشيد تا نوبت سوم . قضا را در خانهء امير برقوق به سببى وليمه‌اى بود ، در يكى از روزهاى جمعه در ماه ربيع الاول سال 782 . جمعى از ياران بركه كه همه مردانى صاحب شوكت بودند دعوت شده بودند . در اين حال خبر آوردند كه بركه از بامداد امروز تصميم به عصيان گرفته است . امير برقوق فرمان داد هر كه را كه از ياران بركه در آن مهمانى بود گرفتند و بند برنهادند تا بركه از يارى ايشان محروم ماند . آنگاه خود برنشست و به دستگيرى بركه رفت . بدلان الناصرى از منارهء مدرسهء حسن بالا رفت و او را درون اصطبلش زير باران تير گرفت . بركه به قبة النصر رفت و در آنجا خيمه زد . در ميان مردم ندا در دادند كه خانه‌هاى بركه را تاراج كنيد . در يك لحظه همه تاراج شد و خانه‌ها ويران گرديد . يلبغا الناصرى ياران خود تجهيز كرد و به يارى بركه شتافت . امير برقوق از ناحيهء اصطبل بر در قلعه نشسته بود و دسته دسته سواران را به جنگ بركه مىفرستاد . تمام روز تنور نبرد گرم بود . بركه ياران خود را به دو گروه كرد و گروهى را به يلبغا الناصرى سپرد . الاق الشعبانى به رويارويى بركه رفت و ايتمش به رويارويى يلبغا الناصرى . ياران بركه منهزم شدند . بركه به قبة النصر بازگشت . يارانش زخمهاى كلان برداشته بودند . بيشترشان به خانه‌هاى خود رفتند . بركه آن شب را به مسجد جامع شهر رفت و در آنجا بياسود خبر او به امير برقوق رسانيدند . امير برقوق طنبغا چوپانى را از پى او فرستاد . او را گرفته به قلعه بردند . امير برقوق او را به اسكندريه فرستاد و در آنجا زندانى شد . نايب اسكندريه صلاح الدين خليل بن عرام [ 2 ] به قتلش آورد و خود نيز چنان كه در آتيه خواهيم آورد - به قصاص او كشته شد . برقوق ، ياران بركه چون يلبغا الناصرى و ديگر پيروان او را از امرا دستگير كرد و به زندانها فرستاد . چون اوضاع دگرگون شد از تقصير آنان بگذشت و هر يك را مقامى و وظيفه‌اى ارزانى داشت . همچنين انيال را كه پيش از بركه سر به شورش برداشته بود آزاد كرد و به نيابت طرابلس فرستاد . برقوق بتنهايى زمام كارها را به دست گرفت و به اصلاح امور پرداخت . برقوق چندى بعد از اسندمر نايب دمشق كه دوست بركه بود به شك افتاد و از او

--> [ ( 1 ) ] متن : خلدى . [ ( 2 ) ] متن : عزام .